توضیحات
:شب عروسی دختر آقای وثوقی بزرگ است و همهی نزدیکان در عمارت ایشان جمع شده اند و در حال خوشگذرانی هستند. صدای گرامافون و پچ پچ حضار همه جا را پر کرده بود، تا اینکه صدای جیغی مهیب کل عمارت رو غرق در سکوت کرد. صدای جیغ دختر خدمتکار همه را به طبقه بالا کشاند و حضار بهت زده به بدن بی جان عروس خیره شدند؛ طولی نکشید تا جسد داماد هم در این تراژدی مرگ پیدا شد. نویسنده این سمفونی کیست؟ چه کسانی می نوازند؟ و تا کی؟

پرونده جالبی بود ولی مشکل این بود که قاتل اصلا هیچ جای داستان حضور نداشت و اشاره ای بهش نشده بود این موضوع باعث میشه چندین فرضیه برای کسانی که در داستان نیستند ایجاد بشه و قاتل قطعی پیدا نشه